نه در سرسختی باور به لزوم تأسیس دولتی مدرن با تأسی از الگوی اروپایی در میان رجالی که به حمایت از پهلوی اوّل برآمدند تردیدی هست و نه در برنامه رضاشاه به برکشیدنِ ارتش همچون ستون اصلیِ حمایت از خود و حکومتش. آنچه در این میان کمتر به آن توجه شدهاست تنشها، مشکلات و رویاروییهایی است که عملی کردن این هر دو برنامه با آن مواجه شد و در برهههای مختلف گروههای مختلف اجتماعی کشور را درگیر خود کرد. تنشها و درگیریهایی که بدون بررسی و تحلیل آنها مشکل بتوان سمتوسویی را که نهادهای حکومتی و دولتی در برهههای مختلف در دو دهه حکومت رضاشاه اختیار کردند و نهایتاً سرنوشت وی را رقم زدند بهدرستی توضیح داد و در مقام یافتنِ جایگزینی بر این بررسی و تحلیل صرفاً از منظر اراده رجال برای تأسیس یک دولت مدرن و اهمیت نقش ارتش در چشمانداز رضاشاهی تأکید نهاد. کتاب حاضر با محور قرار دادنِ شکلگیری ارتش در دوره فوقالذکر سعی و تلاشی است برای بررسی و تبیین تأثیر تنشها و درگیریهای سیاسی و اجتماعیای که در این شکلگیری دخیل بودند.