مدعای اصلی کتاب حاضر آن است که مطالعه مفهوم «اعتماد» نیازمند یک بررسی تاریخی-فلسفی است در مورد چگونگی تبدیل شدنِ «فرد» به عنصر اصلیِ تحلیل جوامع مدرن در یکسو و تحلیلی از همین دست در مورد مفاهیم «فضای خصوصی» و «فضای عمومی» و آزادیهایی برسازنده و تحدیدکننده هرکدام. حوزههایی که در آنها، فردِ اخلاقی شکل میگیرد و وارد کنشگری میشود. اینها موضوعاتی بودند که در سرآغاز دوران مدرن مورد توجه متفکران اخلاقگرا بودند و بار دیگر در نیمه دوّم قرن بیستم توسط فلاسفه انتقادی موضوع بازبینی و بازاندیشی قرار گرفتند. از این روست که نویسنده کتاب پس از مروری در جزئیاتِ دیدگاههای جامعهشناسانه پیرامون مفهوم اعتماد و بررسی نتایج حاصل از این دیدگاهها، برای بهدست آمدن درکی کارکردی از مفهوم اعتماد، بر دو موضوع اشاره شده، یعنی عاملّیت فردی از یکسو و توانهای بالقوه فضاهای خصوصی و عمومی تمرکز کرده تا موقعیت مفهوم اعتماد را در جوامع امروزی بکاود.