خاستگاه اصطلاح خاورمیانه به دوران سلطه طولانیمدت بریتانیا بر شبهقاره هند بازمیگردد و به گسترش تدریجی اما خشونتبار آن به سوی خلیجفارس. در سراسر قرن نوزدهم، این عرصه ژئوپولیتیکی حیاتی به تدریج دگرگون و سپس تثبیت شد تا به سنگر اصلی نظام امپراتوری غیررسمیای بدل گردد که پیرامون هندِ تحت سلطه بریتانیا شکل گرفته بود. به این معنا خلیجفارس به کانون اصلی شکلگیری مفهوم نوپدید «خاورمیانه» در گفتمان انگلیسیزبانِ اوایل قرن بیستم تبدیل شد.
تدارک یک چنین گسترشی فارغ از تواناییهای بریتانیا در تبیین و تدوین و اجرای سیاستهایی نبود که ساختار نسبتاً منسجمی در اعمال سلطة بریتانیا بر خاورمیانه را شکل دادند. مداخلات نظامی، امضای قراردادها با حاکمان محلّی، انجام مطالعات نقشهبرداری و ساختار اداری-سیاسی که از آن به عنوان «نظام مقیمها» یاد میشود از جمله اجزای تعیینکنندة این سیاست بهشمار میرفتند.
با وقوع انقلاب نفتی اوایل قرن بیستم، مفهوم تازهای از خاورمیانه پدید آمد. این موقعیت جدید، صحنهای بود که در آن شرکتهای نفتی نقش حیاتی ایفا میکردند. امپراتوری غیررسمیای که در قرن نوزدهم در منطقه خلیجفارس شکل گرفت، بهطور غیرمنتظرهای به کانون بازتعریف اولویتهای امپراتوری و ژئوپلیتیکی پیرامون نفت بدل شد.