ابر تورّم در آلمان که به معنی خارج شدن مهار نرخ ارز از یدِ مسئولان این کشور بود بیش از آنکه نتیجه یک بحران اقتصادی بهواسطه حجم بالای بدهیهای دولت باشد، حاصل بحرانی سیاسی بود. جمهوری نوپای وایمار طی دهه پس از پایان جنگ اوّل جهانی با قیامهای متعدد چپِ افراطی از یک سو و تلاشهای راست افراطی برای کودتا علیه دولت مواجه شد. طرفه آنکه همانطور که در این کتاب به تفصیل توضیح داده شده است، نه موفقیتهای سیاسی-نظامی در مقابله با این وقایع بر اعتبار و اقتدار دولت افزود و نه حتی مهار تورم تا پایانِ سال ۱۹۲۴. اما ابرتورم، میثاق اقتصادی-اجتماعیِ سه جانبه میانِ مزدبگیران، دولت و سرمایهداران را به ورقپارهای تبدیل کرد و همزمان به تضعیفِ طبقه متوسطی انجامید که مسئولیت اداره کارآمدترین دیوانسالاری مدرن در جهان را به عهده داشتند. از این رو زمانی که با آغاز بحران جهانی ۱۹۲۹ شَبَح ابرتورّم بار دیگر بر فراز آلمان به پرواز در آمد، دیگر نه کارگران برای نجات جمهوری زحمتی به خود دادند و نه طبقه متوسط مسئولی وجود داشت که بخواهد راهحلی پیش پای آن بگذارد. سرنوشت آلمان به دست نیروهایی افتاد که آرزوی نابودی جمهوری را داشتند.